آن چیزی که از خواندن و بررسی آیات قرآن بر می آید این نکته است که قرآن برای اعراب بیان شده؛ در این کتاب حس برتری عربها بر ملل دیگر، به طور آشکاری بیان گردیده است؛ از نظر قرآن، ابراهیم پدر تمام انبیاست. او فرزندانی به نامهای اسماعیل و اسحق داشت؛ اسحق فرزند بزرگتر اوست؛ از نظر همین دین، تمام یهودیان از نسل یعقوب (پسر اسحق) هستند که او را اسرائیل می نامند و دین یهود مخصوص فرزندان اوست؛ پس ابراهیم جد بزرگ یهودیان می باشد؛  از سوی دیگر طبق همین گفتار، او فرزند دیگری بنام اسماعیل داشت؛ اسماعیل زاده شده‌ی سرزمین عربستان است.
     پس از نظر قرآن، او(ابراهیم) پدر تمام اعراب نیز هست؛ لذا همانگونه که مشاهده می‌کنیم، ابراهیم هم جد بزرگ عربهاست و هم جد بزرگ یهودیان. این مقدمه را بیان کردم تا آیاتی را که در زیر شرح داده خواهد شد، بهتر قابل درک باشد.

    الله بیان می‌نماید که این امت، بهترین امتی است که الله برای فایده رسانیدن به انسانها آفریده است: 
    كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ)آل عمران/110 ) شما بهترين امتى بودید كه براى مردم پديدار شده‏ايد (شما)به كار نیکو فرمان مى‏دهيد و از كار ناپسند بازمى‏داريد و به الله ايمان داريد و اگر اهل كتاب ايمان آورده بودند، قطعا برايشان بهتر بود برخى از آنان مؤمنند و بيشترشان نافرمانند.
    این آیه خطاب به کسانی از این امت (ملت عرب) است که به این دین الله ایمان دارند و بیان می‌نماید که اگر اهل کتاب نیز ایمان بیاورند، جزء بهترینهای الله قرار می‌گیرند؛ زیرا این امت(ابراهیم) بهترین امت بود

     قرآن می‌گوید هنگامیکه ابراهیم از دست زنش ساره به ستوه آمد؛ به سرزمین عربستان هجرت نمود و در آنجا همراه همسرش هاجر و فرزند کوچکش اسماعیل ساکن گردید؛ در آن هنگام، این سرزمین کاملا برهوت بود. (البته, الله برای خودش در اینجا خانه ای درست کرده بود)!

    ابراهیم با ورود به این سرزمین که قطره‌ای آب نداشت، (داستان چگونگی جوشیدن چشمه و جاری شدن آب با گریه‌ی اسماعیل همه کمابیش از آنها آگاهند) این دعا را خواند:
”     رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ )ابراهیم/ 37 ) پروردگارا! من برخی از ذریه ام (اسماعیل) را در دره ای برهوت نزد بیت المحرم تو ساکن کرده ام تا نماز بخوانند پس ای پروردگار! قلب مردم را بسوی آنها بگردان و روزی آنها را از ثمرات خویش بده، تا اینکه تو را پرستش کنند.
    با بررسی این آیه، متوجه می شویم که این سرزمین پیش از ورود ایراهیم، با توجه به بی آب بودنش(از نظر قرآن)، نمی‌تواند دارای ساکنانی بومی باشد، البته اگر دارای چنین ساکنان بود، قرآن کوچکترین اشاره‌ای به آنها ندارد؛ پس تنها ساکنانش این خانواده بوده‌اند؛ 

ابراهیم از الله دو خواسته را مطرح نمود:

یکی اینکه الله قلب تمام مردم جهان را به سوی ذریه‌ی او جلب نماید و آنها را از پرستش کنندگان الله قرار دهد.

دومین درخواستش از الله این بود که به آنها(مردم آینده‌ی این سرزمین) روزی فراوانی ببخشد. 

   در آیه‌ی 128 بقره، قرآن به روشنی از قول ابراهیم می‌گوید که مناسک اسلامی مخصوص ذریه‌ی او می‌باشد (پیامبر اسلام این را به قصد تحریک اعراب به اسلام آوردن بیان می‌نماید)
     رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) بقره/128) پروردگارا ما را تسليم خود قرار ده و از نسل ما امتى فرمانبردار خود [پديد آر] و آداب دينى ما (ذریه ی ابراهیم) را به ما نشان ده و بر ما ببخشاى كه تويى توبه‏پذير مهربان.

        باز ابراهیم، طبق آیه‌ی 129 سوره‌ی بقره می‌گوید: “پروردگارا! از بین اینها(ذریه اش) فرستاده‌ای(پیامبری) را برای خودشان برگزین تا این فرستاده مسلمانی را به آنها بیاموزد:

     رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ  )بقره/129) پروردگارا! در ميان آنها فرستاده ای از خودشان مبعوث كن، تا آيات تو را بر آنها بخواند، و آنها را كتاب و حكمت بياموزد و پاكيزه كند، زيرا تو توانا و حكيمي .

    می‌دانیم تنها کسی که در سرزمین عربستان خود را پیامبر نامیده محمد است، او تنها پیامبر شناخته شده‌ی عرب می‌باشد؛ پس این دعا مخصوص قوم عرب است.
    در سوره ی بقره از آیه ی 124 تا 134 ابراهیم از الله می‌خواهد که ذریه اش را امام مردم قرار دهد؛ الله می‌گوید که ظالمین ذریه‌ات, امام نخواهند شد:
     وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ (بقره/124) و هنگامیکه ابراهيم را پروردگارش با كلماتى آزمایش نمود و وى آن همه را به انجام رسانيد (الله) فرمود من تو را پيشواى مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از نسل من؟ فرمود پيمان من به ظالمان (نسل تو )نمى‏رسد.
     در این آیه، آشکارا مردم عرب را تحریک به اسلام آوردن می‌نماید و می‌گوید که اگر می‌خواهید شامل دعای ابراهیم گردید، باید از ظالمان مشرک نباشید؛ زیرا از دید قرآن بزرگترین ظلم شرک است: 
    وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ) بقره/125)هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم (و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم محل نمازی را براي خود انتخاب كنيد، و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا براي طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاك و پاكيزه كنيد.

 حتی برای کفار عرب هم در این بیت متاعی است هرچند کم:
      وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هََذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِير )بقره/126 ) هنگامي كه ابراهيم عرض كرد: پروردگارا اين سرزمين را شهر امني قرار ده، و اهل آن را آنها كه ايمان به خدا و روز بازپسين آورده‏اند از ثمرات روزي ده (ما اين دعاي ابراهيم را به اجابت رسانديم ) اما به آنها كه كافر شدند بهره كمي خواهيم داد، سپس آنها را به عذاب آتش مي‏كشانيم و چه بد سر انجامي دارند.

در آیه‌ی 128 به روشنی میگوید که مناسک حج در ابتدا مخصوص نسل ابراهیم بود: 

     رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (بقره/128) پروردگارا ما(خود و خانواده اش) را مسلمان, از ذریه ی ما امت مسلمانی برای خویش قرار بده , مناسک ما را برای ما بنمایان و ما را بسوی خود بگردان . 

در آیه‌ی 30ا همین سوره(بقره)، قرآن به روشنی بیان می‌کند که همه تابع این امت هستند، الا سفیه شدگان؛ و ما (الله) این امت(عربها که ذریه ی ابراهیم هستند) را در دنیا برگزیدیم:
    وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ (بقره/130) چه كسي جز افراد سفيه و نادان از آئین ابراهيم رويگردان خواهد شد؟ ما او را در اين جهان برگزيديم و او در جهان ديگر از صالحان است.

     در آیات بعدی نیز به ذریه‌ی یعقوب(بنی اسرائیل) می‌گوید که آنها (آورندگاند یهودیت ) امتی بودند که از دنیا رفتند و شما به آنچه را که خود اکنون کسب میکنید، مواخذه خواهی شد:
     تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (بقره/134) آنها امتي بودند كه درگذشتند، اعمال آنها مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شما است، و هيچگاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود. 

در آیه‌ی 78 سوره‌ی حج، قرآن به روشنی خطاب به اعراب می‌گوید: در راه الله جهاد کنید که الله شما را برگزیده و در دین جدتان ابراهیم سختی برای شما نیست:
      وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ (حج/78) در راه الله جهاد كنيد و حق جهادش را ادا نمائيد او شما را برگزيد و در دين كار سنگين و شاقي بر شما نگذارد اين همان آئين پدر شما ابراهيم است او شما را در كتب پيشين و در اين كتاب آسماني مسلمان ناميد تا پيامبر شاهد و گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم بنابراين نماز را بر پا داريد و زكاة را بدهيد و به الله تمسك جوئيد كه او مولای شماست چه مولاي خوب و چه يار و ياور.

مسئله به قدری آشکار است که نیازی به توضیح اضافی را نمی‌بینم.

    در آیه‌ی 92 سوره‌ی انعام گفته شده که قرآن را برای پند دادن ساکنان ام القرا(مکه) و کسانیکه اطرافش هستند، نازل شده؛ واضح است منظورش عربها هستند، زیرا در اطراف مکه نیز عربها ساکن بودند:

     وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ (انعام/92 ) و اين كتابي است كه آنرا نازل كرديم، كتابي است پر بركت كه آنچه را پيش از آن آمده تصديق ميكند، و براي اينكه (مردم) ام القري (مكه) و آنها كه گرد آن هستند بترساني، آنها كه به آخرت ايمان دارند به آن ايمان مي‏آورند و مراقب نمازهاي خويش مي‏باشند.

     در آیه‌ی 142 سوره‌ی بقره، بیان شده که ما شما را امت میانه قرار دادیم تا اینکه پیامبر(محمد)، شاهدی بر شما(اعراب) باشد و شما شاهدی بر دیگر ملل:
     وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ (بقره/142 ) و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد و قبله‏اى را كه بر آن بودى مقرر نكرديم جز براى آنكه كسى را كه از پيامبر پيروى مى‏كند از آن كس كه از عقيده خود برمى‏گردد بازشناسيم هر چند جز بر كسانى كه الله هدايت[شان] كرده سخت گران بود و الله بر آن نبود كه ايمان شما را ضايع گرداند زيرا الله [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است.
یعنی محمد پیامبر شماست و شما پیامبر مردم.

امتیاز دیگری که الله برای عربهای مکه و اطرافش قائل شد، بهره مندی از امتیاز مناسک حج است.

در آیه‌ی 32 , 33 و 34 سوره ی حج به روشنی این مسئله را بیان می‌کند (این یکی از پیش بینی‌های قرآنی است که تاکنون به حقیقت پیوسته):
     ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ (حج/32 ) اينگونه است (مناسك حج) و هر كس شعائر الهي را بزرگ دارد اين كار نشانه تقواي دلهاست.
     لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ (حج/33 ) در حيوانات قرباني منافعي براي شما تا زمان معين ( روز قیامت)است، سپس محل آن خانه كعبه آن خانه قديمي و گرامي است (اگر قرباني براي عمره مفرده باشد در سرزمين مكه و اگر براي حج باشد در مني نزديكي مكه محل ذبح آن خواهد بود).
     وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ (حج/ 34 ) براي هر امتي قربانگاهي قرار داديم تا نام الله را (به هنگام قرباني) بر دامهائی كه به آنها روزي داده‏ايم، ببرند؛ و خداي شما خدای یگانه ای است در برابر فرمان او تسليم شويد و بشارت ده متواضعان و تسليم شوندگان را.
آیا این آیات، دلیل بر این امر نیست که مراسم حج برای استفاده‌ی اعراب بنا نهاده شده تا با پولی که دیگران خرج می‌نمایند، منافعی به قول قرآن تا اجل مسمی، به آنها برسد؟
روشن است که هدف از قربانی، چیز جز بهره‌مندی عربهای مکه و اطرافش نبوده است.

در آیات مختلف قرآن, بیان شده که ما این کتاب را به زبان عربی و برای عربها نازل کردیم.

سوره‌ی یوسف آیه ی 2:
أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (یوسف/2) ما آنرا قرآن عربي نازل كرديم تا شما (عربها)درك کنید.

در سوره ی رعد آیه 37 نیز باز به این مسئله اشاره دارد:
     وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ (رعد/37 ) و بدين سان آن [قرآن] را با دستوری عربی (روشن) نازل كرديم و اگر پس از دانشى كه به تو رسيده [باز] از هوسهاى آنان پيروى كنى در برابر الله هيچ دوست و حمايتگرى نخواهى داشت . در سوره‌ی فصلت آیه‌ی 3 گفته شده که:     كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (فصلت/3) كتابي كه آياتش هر مطلبي را در جاي خود بازگو كرده است، به زبان عربى براى مردمى كه مى‏دانند. 
    در این آیه به روشنی بیان شده است که پیامبر اسلام در ابتدا تصور نمی‌کرد که روزی قومی غیر از عرب، دینش نیز اختیار کنند. نویسنده ی این کتاب بیان می نماید:

     ما این قرآن به زبان عربی را برای قومی آوردیم که آنرا می‌دانند، واضح است که قوم نامبرده پیش از بیان قرآن از این آگاهی برخوردار بودند، پس چیزی نیست جز زبان عربی، زیرا طبق نظر قرآن حتی محمد هم از اسلام هیچ چیز نمی‌دانست:

     وَ كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍشورا/52) ) همين گونه روحى از امر خودمان به سوى تو وحى كرديم تو نمى‏دانستى كتاب چيست و نه ايمان ولى آن را نورى گردانيديم كه هر كه از بندگان خود را بخواهيم به وسيله آن راه مى‏نماييم و به راستى كه تو به خوبى به راه راست هدايت مى‏كنى.

شرح مفصل در اینجا

     در آیه‌ی 7 سوره‎ی شوری، این طور بیان شده که ما این قرآن را بر تو وحی کردیم تا انذار دهی ساکنان ام‌القری(مکه) و کسانیکه اطرافش هستند(سایر عربها):
     وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِير )شوری/7 ) بدين گونه قرآن عربى به سوى تو وحى كرديم تا [مردم] مكه و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى و از روز گردآمدن [خلق] كه ترديدى در آن نيست بيم دهى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش.

در چندین آیه‌ی دیگر به این موضوع اشاره شده است. اگر به این آیه دقت شود, لازم به شرحی اضافی نیست. 

در فصلت آیه‌ی 44 بیان می شود که اگر ما قرآن را به زبانی دیگر می آوردیم؛ شما اعتراض می‌کردید:
     وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ .

    هر گاه آن را قرآني به زبان بیگانه قرار مي‏داديم حتما مي‏گفتند “چرا آياتش روشن نيست؟” آيا قرآن بیگانه از پيغمبري عربي درست است؟ بگو “اين براي كساني كه ايمان آورده‏اند هدايت و درمان است”، ولي كساني كه ايمان نمي‏آورند گوشهايشان سنگين است، گوئي نابينا هستند و آن را نمي‏بينند، آنها همچون كساني هستند كه از راه دور صدا زده مي‏شوند

آیا دلایل بالا، برای اینکه بیان شود قرآن و دین اسلام، قوم عرب را بر دیگران برتری داده کافی نیست؟
اما بشنوید از قرآن که چگونه به این انتقدات پاسخ می‌دهد.

نساء آیه‌ی 54:
     أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا ( نساء/54) یا اينكه مردم در برابر آنچه الله از فضلش به آنها بخشيده، حسد ميورزند (چرا حسد مي‌ورزند) با اينكه به آل ابراهيم (یهودیان و اعراب) كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمي در اختيار آنها قرار داديم.

     آیات قبلش در باره‌ی ملک و اعتراض بنی‌اسرائیل به این امر است که چرا پیامبر آخرالزمان از ما نبوده ( طبق تورات باید از فرزندان یعقوب بوده باشد)؟
در این آیه قرآن می‌گوید “آیا شما(یهودیان) به چیزی که الله از بخشش خود به آنها (عربها) داده، حسد می‌روزید؟ ما که به دیگر آل ابراهیم (یهودیان) کتاب و حکمت و ملک زیادی داده‌ایم.” می‌دانیم که تمام پیامبران غیر از محمد از یهودیان بوده‌اند.

     شاید کسی بگوید که عیسی مستثنی است؛ اما عیسی نیز در ابتدا برای یهودیان آمده بود, چون یهودیان او را مرتد دانستند، به صلیبش کشیدند؛ دین مسیحیت چند قرن بعد با الهام از تعالیم میترائی پا گرفت.

بنابراین قرآن به طور آشکاری اعراب را امت برگزیده می‌نامد.