ابتدا یک تعریف داشته باشیم از کلمه جرم:

تعریف جرم، بلحاظ قانونی، هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن تعیین مجازات و کیفر شده باشد، جرم تلقی می گردد.

اما دلیل پرداختن من به موضوع نقد بهائیت و اسلام چه است؟

اگر هر ایرانی به پیشینه و اصالت خود بنگرد خواهد دید با ورود اسلام به ایران آن هم با زور شمشیر ، ایران و ایرانی را از عرش به فرش رساند و هنوز هم توسط نمایندگان جنایتکار اسلام یعنی ملایان، تجاوزات و جنایات و فروش خاک و ناموس و سرمایه ملی ایران ادامه دارد. از اسلام که بگذریم بهائیت نیز با نگرش به کتب بهاییان و دستورات بهاء الله و عبدالبهاء کاملا مشهود است که طی این 200 سال مرتکب جنایاتی فراوان شده و همچون اسلام ، دروغها و تناقضات فراوانی در آن نهفته که متاسفانه اکثر بهائیان از آن بی اطلاع و نگرش آنان به بهاییت همچون مسلمانان همراه با تعصب است چون اینگونه آموزش دیده و شستشوی مغزی شده اند.

اما عمده دلیل پرداختن من به عملکرد مدیریت نظام اداری بهائیان این است که بهائیان مدام در تبلیغات هجومی، یکی از نکاتی که آنرا بهانه کردند برای دفن سایر باورها، بالیدن به نظام اداری ، دموکراتیک بودن ، مشورتی بودن و بی بدیل بودن این مجموعه است و از آنجاییکه باور و عقاید افراد جوامع مختلف و سایر ادیان و حتی خانواده ها، توسط تشکیلات بهایی مورد هجوم قرار می گیرد، ما نظام اداری تشکیلات بهاییان و سیستم بیت العدل  را در همه زمینه ها با ارائه مدارک و دلائل مستند مورد نقد و بررسی قرار می دهیم .

بعنوان مثال افراد جامعه و یا حتی خود شخص من به یک باوری اعتقاد داریم، اگر این باور مورد هجوم قرار بگیرد ، این حق را داریم که دفاع قانونمند کنیم و یا اینکه در کشور محل زندگی اگر ادیان، عقاید و باورها مورد تعرض قرار بگیرد باید دفاع گردد و موارد مربوط به این حوزه باید مورد بررسی موشکافانه قرار بگیرد.

لذا این توضیحات که بر پایه دلائل و مدارک می باشد اگر حمل بر بهایی ستیزی بشود کمال بی انصافی است و اگر حمل بر هجوم به بهائیان تلقی گردد باز هم کمال بی انصافی است.

یکی از انتقادات بسیار مهم و اصلی که در بیت العدل وارد است این است که در آموزه های بهایی، بیت العدل یک وظیفه ذاتی بر عهده او گذاشته شده ، یعنی رسالت اصلی بیت العدل وضع قوانین در موارد غیر منصوصه است. یعنی مدیریت جامعه بهایی، مقتضای این مدیریت ، وجود قوانین است.

آقای بهاءالله در کتاب اقدس ، الواح و مکتوبات خود راجع به قوانین ، نکاتی را مطرح نموده که مختصر بوده است. آقای عبدالبهاء و آقای شوقی این مضمون را در مواقع متعدده متذکر شدند که احکام ، فی الحقیقه

این عین جمله آقای عبدالبهاء به لوح حاجی واعظ قزوینی است که در کتاب گنجینه حدود و احکام آمده است. آقای عبدالبهاء این وظیفه را تعیین کرده، یعنی بیت العدل، وظیفه ذاتی و اصلی تو، احکام، فی الحقیقه، یعنی همین موارد غیر منصوصه.

آنجاییکه آقای عبدالبهاء قانونگذاری نکرده، تنها یک درصد از قوانین کلی توسط بهاءالله که البته جزیی است وضع شده و بیش از 99 درصد قوانین بعهده بیت العدل نهاده شده است. این احکام، فی الحقیقه، راجع به بیت العدل، عمومی است که شارع است اما عبدالبهاء مبین است نه شارع و این صراحت دارد، یعنی صراحت کلام عبدالبهاء هیچ جای توجیهی برای شانه خالی کردن بیت العدل از وظیفه ذاتی خود را باقی نمی گذارد.

و این سوال کاملا منطقی است که بهائیان از بیت العدل بپرسند چرا به وظیفه ذاتی خود که بیش از 50 سال از آن می گذره عمل نکردید؟

این انتقاد زمانی بیشتر خودش را نشان می دهد و فاجعه در عمل نمایان می شود که ما بدانیم:  زمانی که از بیت العدل سوال کردند راجع به اینکه، آیا یک بهایی می تواند، به محاکم دولتی برای طرع شکایت رجوع کند یا نه؟ که متن پیام بیت العدل، اشاره به سخنان آقای شوقی ربانی دارد.

ببینید عزیزان از طرفی آقای عبدالبهاء عنوان کرده که من مبین هستم و بیت العدل باید قوانین بجا مانده از اقدس و نکات دیگری که در جایی دیگر آقای بهاءالله مطرح نموده، وضع قوانین بکند در موارد غیر منصوصه.

از طرفی دیگر دستور آقای شوقی است، در واقع این دستور حکمی است برای تمام بهائیان جهان. آقای شوقی دستور داده که به هیچ وجه به مراکز حکومتی ، دادگاهها ، محاکم قضایی به جهت طرح شکایت برای اختلافات و مشکلاتشان مراجعه نکنند.

این بزرگترین فاجعه در تاریخ است، اگر با دقت به این دستور نگاه کنیم، یعنی اینکه جامعه بهائیت در درون خودش چالش عظیمی را حمل می کند و جالبتر اینکه همه جا مطرح می کنند و تبلیغ می کنند که ببینید جامعه بهایی هیچ مشکلی نداره و همه چیز آرام است!!!

خوب کاملا واضح و روشن است که صدای یک مشکل در درون یک جامعه زمانی بیرون می آید که رسانه آنجا باشد و یک بستری برای انعکاس خبرها از آن مجموعه وجود داشته باشد. زمانیکه رسانه در درون بهائیت محدود می شود و اجازه انتقال و انعکاس نظرات، انتقادات و اتفاقات که در بین بهائیان وجود دارد را ندارد، بطور یقین کسی از مشکلات آنها اطلاع پیدا نمی کند. ضمن ابنکه بهائیان به دور از رسانه نبودند و نیستند بلکه پیشگامان ارائه رسانه و مدیران رسانه در این یک قرن اخیر بودند و کاملا مشهود است، که بهائیان خودشان از این ابزار یعنی رسانه، برای ترویج بهائیت در بیرون از جامعه بهائیت در اختیار داشته و شدیدا استفاده می کنند، اما این امکانات را حتی به اندازه یک خط گزارش، در اختیار جامعه و تشکیلات خودشان قرار نمی دهند. بسیاری از بهائیان ناراضی هستند و جرأت نمی کنند این موارد را مطرح کنند. چون اگر کسی بخواهد ایرادی بگیرد و یا از بهائیت کناره گیری نماید، طبق قوانین جاریه در تشکیلات بهایی همه او را طرد می کنند. فکر کنید یک زن از بیت العدل انتقاد کند و نهایت بهائیت را ترک کند، آن وقت آن زن از جامعه بهاییان طرد خواهد شد و این جامعه شامل پدر و مادر و شوهر و فرزند و دیگر اقوام نزدیک و دور می شود. شوهر این زن ، وی را طرد خواهد نمود و حتی فرزندان را از او خواهد گرفت و همچنین از ارث پدری چیزی به او نخواهد رسید و این بزرگترین جنایت در یک جامعه است.

عزیزان به این نکته دقت کنید، آقای شوقی در این لوح مطرح کرده ، و این لوح را محفل مقدس روحانی، در 26 نوامبر 1970 میلادی متذکر شده، و به بهائیان تاکید کرده: ای بهائیان مبادا به محاکم دولتی کشورهای محل زندگیتون بروید. برای حل مشکل به محفل مراجعه کنید.

عزیزان ، یک شخص چرا می رود به محاکم قضایی؟ چون به او ظلم شده، برای مجازات شخصی که مرتکب جرم شده است و طبق دستور شوقی اگر دو نفر بهایی باشند مجاز نیستند برای حل مشکل به محاکم دولتی بروند.

بهائیان این مشت را باز نمی کنند تا مشخص بشود چه مشکلات و معضلات بزرگی درون آنها وجود دارد و در واقع ریشه زده است و در کمال ناباوری می بینیم بهائیان در برابر دوربین قرار می گیرند و می گویند: ببینید که چقدر اوضاع ما در زندگی، در کار، در روابط خانوادگی و زناشویی عالی است؟ و همه چیز در امن و امان است و هیچ مشکلی بین ما نیست!!!!

در صورتیکه اگر تشکیلات بهاییان اجازه دهند که یک رسانه مستقل و یا وابسته، مشکلات جامعه بهایی را منعکس نماید، آنوقت عمق فاجعه قابل رویت خواهد بود.

من متن را یکبار دیگر می خوانم:

آقای شوقی می گوید: اما در قضیه شکایت به حکومت، احبای الهی باید با یکدیگر مهربان باشند و اگر یکی قصوری کرد، دیگری عفو کند. ابدا” سزاوار نیست، ابدا” سزاوار نیست، که به حکومت مراجعه کنند. عزیزان این جمله بسیار مهم و کلیدی است: ابدا” سزاوار نیست، که به حکومت مراجعه کنند. چه کسانی؟؟؟    بهائیان.

و این جمله واقعا در زندگی بهائیان تعیین کننده است.

عزیزان می خواهم مثالی بزنم ، این مثال از معضلاتی است که در همه جوامع و کشورها، چه مسلمان، چه مسیحی و یا بهایی حتی داخل یک خانواده، از این معضل که در قالب مثال مطرح میکنم مستثنی نیستند و ممکن است واقع شود.

شما تصور کنید رئیس محفل ملی یکی از کشورها و یا محفل محلی و یا شاید اعضای محفل، دخترش دیر به خانه می آید و پدر و مادر متوجه وضعیت آشفته دختر می شوند و نهایت بدلیل وخیم بودن وضعیت دختر کار به بیمارستان می کشد و آنجاست که پس از معاینات پزشکی مشخص می شود بطرز وحشیانه و با اعمال زور به دختر تجاوز شده و از او ازاله بکارت شده است و دختر هم زیر سن قانونی است و بدتر از همه خبر می رسد که دختر در کلاس روحی بوده و این اتفاق پس از اتمام کلاس روحی توسط آقای ایکس که مسئول آموزش کلاس روحی بوده مرتکب این جرم شده است. و یا اینکه فکر کنید خانمی با داشتن شوهر و فرزند به همسر خود خیانت می کند و شوهر متوجه می شود که خیانت همسرش نه فقط یکبار بلکه سالها اینکار را انجام می داده و با مردان زیادی نیز رابطه جنسی برقرار نموده است. حالا پدر و مادر این دختر و همچنین شوهر آن خانم طبق دستور و قوانین بهائیان حق ندارند به محاکم دولتی مراجعه کنند.

عزیزان حال بیاییم با هم همراه بشویم و ببینیم آیا جامعه بهایی و بیت العدل و این اتفاقات که در قالب مثال مطرح گردید ، که بیت العدل به وظایف ذاتی خودش عمل نکرده، با این قوانین و سیستم بی در و پیکر چه می توان کرد؟!!!

خودتان نتیجه را ببینید و قضاوت کنید.

از طرفی آن پدر و مادر و آن شوهر مواجه هستند با دستور آقای شوقی.

از طرفی شخص متجاوز به عنف، که مدرس ازدیاد معارف امری هست، دارای همسر و فرزند بوده و با اعمال زور به این دختر تجاوز کرده، می خواهید بگویید چنین چیزی امکان نداره پیش بیاد؟

یا اون زنی که با دلائل بی ربط به شوهرش خیانت میکنه و در واقع این مرد سالها شوهرش نبوده و زن با مردان دیگری بوده، جواب این مرد را چه کسی باید بدهد؟

باز هم می خواهید بگویید در جامعه بهاییت چنین معضلاتی وجود ندارد؟ آیا می خواهید به شما ثابت کنم که چنین اتفاقاتی بوده و هست؟؟؟؟؟؟؟

دقت کنید عزیزان، خود اعضای بیت العدل تصمیماتشون ملهم به الهامات است و در وجود تک به تک اعضاء احتمال هر نوع خطا وجود دارد.

واقعا این را درک کنید تا عمق فاجعه مشخص بشه که چالش بهائیان چه است، و بهائیان در درون خودشان چه اتفاقاتی می افتد که دندان روی جگر می گذارند و صدایشان در نمی آید!! چرا؟؟؟  چون وضع بهائیان در دنیا بحرانی است و نباید به این مشکلات پرداخته شود.

آقای شوقی میگه ابدا” سزاوار نیست به حکومت مراجعه کنند. یعنی اگر به دخترت تجاوز شد و اگر زنی و یا شوهری به یکدیگر خیانت کردند و مرتکب زنای محصنه شدند، آقای شوقی می گوید ابدا” نباید به محاکم دولتی مراجعه کنند. می گوید بروید به محفل و بین خودتان حل کنید!!!!!

آقایون حقوقدان بهایی، آقایون تحصیل کرده، آقایونی که در زمینه های مختلف مدرک دکترا دارید، میشه بفرمایید جرم یعنی چه؟ میشه بگید به چه فعلی جرم اطلاق میشه؟

تعریف جرم بین تمام حقوقدانان دنیا مشترک است. هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن کیفر و مجازات تعیین شده باشد را جرم می گویند.

عزیزان لطفا به این جمله ای که می گم دقت کنید خیلی مهمه:

اگر در باوری، اگر در شریعتی، اگر در یکی از ادیان، اگر در کشوری و یا تشکیلاتی، مجموعه قوانینی وجود داشته باشد و در این مجموعه قوانین، برای یک فعل و یا یک عملی، تعیین کیفر و مجازات نشده باشد، آن فعل یا عمل جرم محسوب نمی شود و آن شخص مجرم نیست.  این نکته بسیار مهم است که خود بهائیان از این زاویه به این مورد نگاه نکردند که ببینند داخل چه گردابی قرار گرفتند، علی الخصوص آنهایی که به تازگی با حیله و نیرنگ و مظلوم نمایی و حتی از طریق یک سری روابط که به آن وارد نمیشم، به این تشکیلات کشیده شدند.

عمل آن مرد نسبت به آن دختری که مورد تعرض واقع شده و فعل آن زن نسبت به شوهرش که سالها خیانت کرده هر دو جرم محسوب می شوند و به این جرم زنا و زنای محصنه اطلاق می گردد که در کتاب اقدس بهائیان آمده و کاملا واضح و روشن توضیح داده که کلمه زنا در لغت شامل زنای محصن و غیر محصن هر دو می باشد.

یعنی هم به روابط جنسی بین یک فرد متاهل با کسی که همسر او نیست و هم بطور کلی به روابط جنسی خارج از محدوده ازدواج، اطلاق می شود. جریمه ای را که جمال اقدس بهاء یعنی آقای بهاءالله مقرر فرمودند برای مرد و زن غیر محصن است که مرتکب زنا شوند. یادداشت شماره 77 تعیین مجازات مربوط به سایر تخلفات جنسی منجمله زنای به عنف.

 عزیزان من قصد توهین ندارم و بصورت کلی صحبت میکنم ضمن اینکه با جرات میگم، آنقدر که بین مسلمانان و بهائیان کثافتکاری و خیانت، زنا وجود دارد، در بین اروپائیان وجود ندارد و چنین اعمالی پسندیده نیست در بین آنها.

سوال من از شما مسئولین بیت العدل این است: آیا برای تجاوز به عنف و یا زنای محصنه تعیین مجازات و کیفر نموده اید یا نه؟

مسئول محفل ملی، مسئول محفل محلی، اعضای محفل فکر کنید این اتفاق برای شما پیش آمده و بیت العدل هم به شما دستور داده به محاکم دولتی رجوع نکنید و به محفل بروید. این محفل می خواهد چه تصمیمی بگیرد؟ بر اساس چه قانونی می خواهد حکم یا نظر بدهد؟ چه اصلاحی را می خواهد بین طرفین اعمال کند؟

نهایت کاری که می خواد انجام بدهد این است که بگوید فعلا طرد اداری شده و  حق رای ندارد. آیا بالاتر از این، کار دیگه ای هم می تواند بکند؟؟؟ که این را هم نمیتواند انجام بدهد و اگر هم انجام دهد خلاف مسائل امری است چون از قبل تعیین مجازات نشده است.

عزیزان من این موارد را تنها بعنوان مثال مطرح کردم که بدون شک هیچ یک از جوامع بشری از این موارد مستثنی نیستند اما در جوامع دیگر افراد می توانند احقاق حق نمایند و تنها در بهائیت است که راه را برای بهائیان سد کرده اند تا برای احقاق حق خود به محاکم رجوع نکنند. واقعا باید برای بهائیان دعا نمود علی الخصوص آنهایی که مورد ظلم واقع شدند و ناچار به سکوت هستند و دعا کنیم که بتوانند از این منجلاب به سلامت بیرون بیایند.

 سیستم فشل و فاسدی که فقط مغزشویی کرده، و جای دلسوزی داره برای بهائیان علی الخصوص آنهایی که بهشون توسط گرگهای انسان نما ظلم شده است و من یقین دارم آنهایی که مظلوم واقع شده اند دقیقا متوجه منظور من خواهند شد.

اما جالب اینجاست که بهائیان ادعا دارند ما تعالیم دوازده گانه داریم که بزودی در این زمینه هم صحبت خواهیم نمود و با دلیل و برهان خواهیم گفت که چقدر تناقض در تعالیم 12 گانه وجود دارد.

همه کشورها با باورهای مختلف، همه ادیان، همه تشکیلات نسخه و دستورالعمل دارند و در بعضی جاها مورد ایراد هم قرار می گیرند. مسیحیت، یهودیت، زرتشتی، کمونیست و حتی اسلام با آنهمه جنایات و سوابق کثیف، همه اینها نسخه و دستورالعمل دارند و مشت همه باز است و چیزی برای پنهان کردن ندارند. بیت العدل اعظم، بیا و نسخه همه اینها رو بپیچ و بهشون بگو که هر کدام چه مشکلات و ضعف هایی دارند.

بیت العدل اعظم ، حال با این چالشی که من مثال زدم، این دو خانواده باید چکار کنند؟ محفل ملی، محفل محلی، چکار می خواهید بکنید؟ چه تصمیمی می خوای بگیرید بر اساس این جرائم؟ غیر از کدخدا منشی، یعنی حسین قلی خانی، یعنی بدون مشخص بودن حقوق افرادی که مورد تظلم واقع شدند کاری نمیشه انجام داد یعنی دستور خاصی در اینخصوص در بهائیت صادر نشده است.

بیایید بلحاظ حقوقی بررسی کنید. آقای نصرت الله محمد حسینی شما که فارغ التحصیل رشته حقوقی و حقوقدان هستی و در زمینه مسائل امری هم مهارت داری، لطفا پاسخگو باش. شما بر اساس گفته های آقای شوقی چه تصمیمی می گیری؟ می تونی در مقابل زنای محصنه و تجاوز به عنف سکوت کنی؟ اون دو خانواده بخاطر این دستور مزخرف حق رفتن به محاکم دولتی رو ندارند و باید بروند به محفل، آیا محفل قانون داره؟ آیای محفل قدرت اجرایی داره؟ آیا بیت العدل برای محفل قانون تعریف کرده؟

آیا این فعل یعنی زنای محصنه، که زن شوهردار به شوهرش خیانت کرده و یا بالعکس، آیا در بهائیت جرم هست یا نه؟؟

آقای حقوقدان در بهائیت زنای محصنه اصلا مصداق جرم تلقی نمیشه واین فاجعه است و جالب اینجاست در ابتدایی ترین مسائل و در عین حال بزرگترین مسائل و فاجعه بارترین مسائل موندید که چکار کنید، اونوقت میایید فریاد می زنید که به جامعه بهائیت وارد بشید و می گید هیچ مشکلی در وجود بهاییان و بهائیت نیست. در صورتیکه شماها در امور جامعه و تشکیلات خودتون دچار مشکل هستید، شماها حتی در داخل خانواده کوچک خودتان دارای مشکل هستید. می خواهید مدرک ارائه بدم؟؟؟

آقای نصرت الله محمد حسینی، حقوقدان عزیز، 5 دقیقه وقت بگذار، نه برای من، برای بهائیان و تشکیلات بهایی فقط 5 دقیقه وقت بگذار و این موارد رو کاملا قانونمند تحلیل حقوقی بکن. فکر کن در یکی از سمینارها یا برنامه ها از شما سوال شده و باید پاسخ بدی، آیا این سوال واقعا ارزش پاسخگویی نداره؟؟؟

آقای حقوقدان عزیز حالا برو فریاد بزن که مشکلی ندارید، برو هزاران کتاب بنویس و شعار بده که سیستم تربیت و آموزش بهائیت عالیه و بهترینه ولی سیستم حقوقی و قضایی و مدنی و کیفری شما روی حساب و کتاب نباشه شما بیا هی تربیت کن، آقای حقوقدان مجازات بازدارنده است و اگر بعضی وقتها اتفاقی افتاد باید یه تعریفی از جرم داشته باشید.

عزیزان، اساس خود بهائیان طبق گفته بهاءالله و عبدالبهاء مجازات و مکافات است و مبنا عدالت است و خود بهاءالله مطرح می کند که قسم به فلان و فلان، که از جرم احدی از ظالمین، من نمی گذرم و این رو خود شماها که مدعی هستید دارید می گید. اینها اشاره به همون جنبه عمومی جرم است.

من درخصوص زنا متن اقدس رو می خونم که کاملا واصح و روشن، محتویات این حکم را ارجاع دادند به بیت العدل و جالب اینجاست که ما تا این لحظه ندیدیم که بیت العدل تعیین مجازات کرده باشد.

گنجینه حدود احکام فصل دوم در حد زنا _ (به کلمه حد دقت کنید) در کتاب اقدس نازل قوله تعالی قد حکم الله لکل زانی و زانیة دیتا مسلم الی بیت العدل. یعنی خداوند حکم کرده برای هر زنا کننده (هر مرد و یا زن زنا کننده) دیه مسلمه یعنی دیه قطعی را باید بیت العدل مدیریت کند.

یعنی یه نفر با شخصی زنا می کنه، باید پول دیه این زنا برود به جیب بیت العدل.

من در ادامه معنی فارسی رو می خونم:  اگر کسی با کسی زنا کرد خارج از آن حدود زن و شوهری، بار اول این دو نفر 9 مثقال طلا می دهند به بیت العدل و این مجازات اینهاست.

اگر بار دوم زنا صورت بگیره دوباره می روند محفل و کمیته صیانت و اینبار مجازات دو برابر می شود یعنی 18 مثقال طلا.

دفعه سوم 18 مثقال طلا دو برابر میشه یعنی 36 مثقال طلا.

و هر بار که زنا کنند تصاعدی میره بالا.

آقایان حقوقدان در بهاییت، آیا این حکم واقعا قابل اجرا است؟؟ و آیا بازدارنده است؟

اگر کسی نداشت که طلا بدهد چه چیزی را باید جایگزین بدهد؟ یعنی افرادی که فقیر هستند و کارشون رو هم کردند، طلا هم ندارند بدهند چکار باید کرد؟

یا بالعکس اونهایی که پولدار هستند و می توانند طلا بدهند، همیشه هم اینکار را می کنند. آیا این حکم بازدارنده است؟ آیا مبنای حقوقی دارد؟  

خوب بگذریم و ادامه بدیم:

آقای عبدالبهاء می گه: اما مسئله زنا، این تعلق به غیر محصن دارد یعنی همه این مواردی که گفتیم متعلق به افرادی است که مجرد هستند، خانم شوهر ندارد و آقا همسر ندارد و زنای محصن مجازاتش چیز دیگری است .

عزیزان دقیقا به جایی رسیدیم که کل سیستم و کل تشکیلات بهایی زیر سوال می رود لطفا دقت کنید:

آقای عبدالبهاء می گوید: و اما زانی محصن و محصنه حکمش راجع به بیت العدل است. این یعنی بزگترین فاجعه در بهائیت.

آقای دکتر نصرت الله محمد حسینی لطفا دقایقی را بجای اینکه بگویید آقای علی محمد باب پیامبر است یا نه؟ بیایید این معضل بزرگ را بلحاظ حقوقی تحلیل کنید.

حقوقدان عزیز و اعضای با سواد بیت العددل، نمایندگان بهاءالله و عبدالبهاء، همسر آن مرد زانیه است و شوهرش طبق دستور شوقی نمیتواند به محاکم دولتی مراجعه کند، و از طرفی در بهائیت برای زنای محصن و محصنه مجازاتی تعیین نشده است و زنای محصنه جرم تلقی نمی شود، پس جواب این شوهر چیست؟ جواب او را بدهید. خوب واضح و روشن به او بگویید همسرش مرتکب جرمی نشده است.

شما در تشکیلات بهایی هیچ مجازاتی در اینخصوص ندارید و اگر دارید بفرمایید مجازات آن چه است؟ چرا بیت العدل تعیین نکرده  و اعلام نکرده؟ چرا پنجاه و اندی سال است که سکوت اختیار کردید؟ مگر این مسئله از ضروریات نیست؟

بسیاری از احکام کیفری در بهائیت که ارجاع داده شده است به بیت العدل، دقیقا مثل همین است و کاملا مشخص است که نه فقط بیت العدل بلکه اصل و ریشه بهائیت دارای مشکل است. و وقتی در چنین شرایطی قرار می گیرد سکوت اختیار می کند، چرا؟ چون فعلا بهائیت در بحران قرار دارد و نافع آنها به خطر می افتد.

واقعا باید دل بسوزانیم برای بهائیان، که خانواده ای، پدر و مادری، شوهر و یا همسری، که باید در بی قانونی تشکیلات بهایی بسوزند و دم نزنند و چشم بپوشانند از چیزهایی که می بینند، بشنوند ولی سکوت اختیار کنند، چرا؟ چون دستور شوقی است، چون بیت العدل اینطور دستور داده است، چون زنای محصنه جرم محسوب نمی شود، چون در بحران قرار داریم و می گویند باید مشکلات را به محفل ببرید و یکدیگر را در محفل عفو کنید. یعنی زانی محصن و محصنه ، کارشان، عملشان جرم محسوب نمی شود.

با شما هستم، بهائیانی که از بهائیت هیچ نمیدانید و همانند مسلمانان می گویید از پدرانمان به ما رسیده، بدانید که جوهر بهائیت یعنی مغزشویی و پذیرفتن و اطاعت کردن کورکورانه، چرا؟؟؟ چون بهائیت دین نیست بلکه یک تشکیلات است که می خواهند در دراز مدت پس از فتح اقالیم، حکومت دولتها را بدست بگیرد در همه جهان یعنی می خواهد جهانی شود. اما زهی خیال باطل. ما با اطلاعرسانی و آگاهی دادن به مردم جوامع مختلف، اسلام و بهائیت را رسوا خواهیم نمود تا مانع از قربانی شدن افراد شویم.

بزودی با شما خواهیم بود با مبحثی جدید و تناقضاتی دیگر در بهائیت

پاینده ایران و ایرانی بدون اسلام و بدون بهائیت